آی آدما چه می کنید؟

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا

آی آدما چه می کنید؟

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا

دزدها

وقتی بین تعدادی دزد که که خانه ات را کاملا تخلیه کرده اند درگیری پیش بیاید , انتظار نداشته باش دزدی که در این نزاع موفق شده اموالت را به تو برگرداند.

سرزمینم سلام

سرزمینم سلام
شادی هایت بخیر
روزگارانت
کودک درونت
و حال و هوایی که داشتی
ایران بودی
حالا هم هستی
اما کودکانت
مردان و زنانت
حال و هوایشان دیگر است
آلوده
چشم به راه و خسته
کنار جاده هایی که تابلوهای راهنمایش را کنده اند
برده اند
برای لقمه نانی
دریغا سرزمینم   
 
صولت فروتن
 
 

برای یاد گرفتن هرگز دیر نیست

ارسطو از دانشمندان بزرگ یونان باستان بود.وی از دوران کودکی تا آخرین روز زندگی اش از آموختن دست بر نمی داشت و هر روز چیز تازه ای می آموخت.او در سن هفتاد سالگی پیش چنگ نوازی رفت تا نواختن این ساز را بیاموزد.
یکی از دوستان آن نوازنده که مردی نادان و بی ادب بود با لحن تندی به ارسطو گفت:
خجالت نمی کشی که در این سن و سال و با داشتن موی سفید می خواهی چنگ نواز شوی؟!
ارسطو با خونسردی و بدون این که ناراحت شود لبخندی زد و به آن مرد پاسخ داد:من از آموختن خجالت نمی کشم!خجالت من از آن است که در میان عده ای باشم و همه ی آن ها نواختن چنگ را بلد باشند اما من بلد نباشم!

به مناسبت سالروز درگذشت مهندس بازرگان

 دولت بازرگان پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به مدت ۹ ماه اداره کشور را در دست داشت. عمده وزرای دولت بازرگان اعضای حزب نهضت آزادی ایران بودند که خود مهدی بازرگان دبیر کلی آن را بر عهده داشت. در دوره نخست وزیری مهدی بازرگان، حکومت ایران فاقد رییس جمهوری و پارلمان بود و شورای انقلاب بر امور اجرایی ، قانون گذاری و دادگا ه های ایران از جمله دادگاه های انقلاب نظارت می کرد. با وجود آن که اعدام بسیاری از مسئولان و افسران ارتش حکومت پهلوی در آغاز دولت بازرگان صورت گرفت، ولی دادگاه های انقلاب خارج از حاکمیت دولت بودند و یکی از مهم ترین چالش های دولت بازرگان در این زمان و در تمامی ۹ ماه فعالیت آن ، وجود کانون های قدرت مستقل از دولت در کشور بود. مهدی بازرگان روزی که استعفا داد این مشکل را چنین توضیح داد:   

 «در این مملکت می گویند با دو تا ماما سر بچه کج در می آید، ولی ما صد تا ماما داشتیم . شهرهای صد کلانتر داشتیم که روز به روز هم الحمد الله زاد و ولد می کردند . آرزوی ما وقتی که شب سر می گذاشتیم و می خوابیدیم این بود که یک کشور ، یک ملت و یک قانون و یک دولت و یک حکم داشته باشیم. ولی حالا ما در حالی دولت را ترک می کنیم که نه تنها این آرزو محقق نشده، که با تغییرات عمیقی که در قانون اساسی داده اند، نگران هستیم که بازهم کسی تکلیف خود را در مملکت نداند. ما با این نگرانی بزرگ کار خود را ترک می کنیم که بیم داریم حاکمیت ملت نباشد و حاکمیت طبقاتی وحتی طبقه روحانی حاکم شود.»    
 او 30دی ماه  سال73 بعد از یک دوره بیماری در ژنو درگذشت. پیکر بازرگان را پس از درگذشت به ایران بازگرداندند و بنا به وصیت‌اش، در مقبره بیات در جوار مرقد حضرت معصومه و در کنار پدر و مادر و جمعی از اقوامش به خاک سپرده شد. 
 
مهدی بازرگان، نخست وزیر دولت موقت در  آذر ۱۳۷۳

حکایتی آموزنده از سعدی

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.

 پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی، گفت: ای پدر فرمان تو راست، نگویم و لکن خواهم مرا بر فایده این کار مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست.

 گفت تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه. 

مگوی انده خویش با مردمان
که لاحول گویند شادی کنان

تقسیم نان

دو مسافر برای صرف غذا در بین راهی استراحت میکردند،
یکی از آنها 5 نان داشت و دیگری 3 نان
مسافر سومی از راه رسید و از دو مسافر دیگر تقاضای نمود که او را در غذای خودشان شریک کنند،
مسافر سومی نان های مسافر اولی و دومی را به سه قسمت تقسیم نمود و هر کدام از مسافرها به اندازه یکسان از نانها خوردند،
بعد از صرف غذا مسافر سومی به دو مسافر اولی و دومی 8 درهم داد و رفت
مسافر اولی که 5 قرص نان داشت به مسافر دومی گفت که سهم من 5 درهم می شود و سهم تو 3 درهم این یه تقسیم عادلانه است،
مسافر دومی این تقسیم بندی را رد کرد و اصرار کرد که 8 درهم به طور مساوی بینشان تقسیم شود.
این نزاع به نزد امام علی برای داوری برده شد.
امام علی از مسافر دومی درخواست کرد که 3 درهم را بپذیرد و به او گفت رفیق تو بسیار منصف تر از عمل کرده است،
مسافر دومی این را رد کرد و گفت که او فقط 4 درهم قبول میکند،
در این زمان امام علی به مسافر دومی پاسخ داد که سهم تو فقط 1 درهم می شود چون که شما ها بین خود 8 نان داشته اید و هر نان به 3 قسمت تقسیم شده است بنابراین شماها 24 قسمت مساوی نان داشته اید،
3 نانی که تو داشتی به 9 قسمت تقسیم شده و تو 8 قسمت آن را خورده ای و 1 قسمت از نانها به مسافر سومی داده ای
ولی رفیق تو 5 نان را داشته و نانهایش به 3 قسمت تقسیم شده و به 15 قسمت تبدیل شده
او (مسافر اولی) 8 قسمت از نانها را خورده و 7 قسمت آن را به مهمان (مسافر سومی) داده
به این ترتیب مهمان از نانهای تو 1 قسمت را سهیم شده و 7 قسمت از نانهای رفیق تو
بنابراین تو باید 1 درهم را بگیری و رفیق تو 7 درهم را دریافت کند