آی آدما چه می کنید؟

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا

آی آدما چه می کنید؟

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا

عدالت اسلامی

یک تحقیق اقتصادی: ممالک غیراسلامی "عدالت اسلامی" را بیشتر رعایت می‌کنند!

یک جدول رده‌بندی کشورها که توسط یک استاد ایرانی‌تبار علم اقتصاد تهیه شده می‌گوید که ایرلند، لوکزامبورگ، دانمارک و ... به لحاظ رعایت آنچه با "عدالت اسلامی" انطباق دارد از کشورهای اسلامی پیش‌تر هستند!

روزنامه آلمانی "زوددویچه" در مصاحبه با پرفسور حسین عسکری، استاد دانشگاه جورج واشنگتن، گزارشی درباره جدول رده‌بندی کشورهایی تهیه کرده که "ارزش‌های اسلامی را رعایت می‌کنند".

در صدر جدول رده‌بندی مزبور، ایرلند، لوکزامبورگ و دانمارک واقع شده‌اند. هیچ کشوری که اکثریت جمعیت آن مسلمان باشد در میان ۲۵ کشور اول این رده‌بندی نیست. اسرائیل در مکان ۲۷ و بدین ترتیب بسیار بالاتر از عربستان سعودی است که در مکان ۹۱ قرار گرفته است. آلمان در رده ۲۶ این جدول واقع شده است.

پرفسور حسین عسکری که ایرانی است اما در انگلیس بزرگ شده، سال‌هاست در این باره تحقیق می‌کند که تا چه حد سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی کشورهای جهان همخوان با اصول قرآن هستند. عسکری با اتکا بر وجود یک ایده "جامعه اسلامی عادل" تحقیق می‌کند که در یک کشور درآمد ملی چگونه تقسیم می‌شود، چگون با فقر مبارزه می‌کنند، آیا به قراردادها عمل می‌شود و به قوانین احترام می‌گذارند؟ تا چه حد رشوه رد و بدل می‌شود، تا چه حد مدارس و بیمارستان‌ها از تجهیزات لازم برخوردار هستند.

پرفسور عسکری معتقد است که: "هسته اصلی اسلام سفر حج و اقامه پنج رکعت نماز یا روزه‌داری در ماه رمضان نیست". به عقیده او، "این‌ها همه مهم است، اما مهم‌ترین اصل در اسلام عدالت است ". عسکری گفته‌ای از محمد عبده، فقیه مصری که یکی از اصلاح‌گران مهم دین اسلام در قرن ۱۹ میلادی به شمار می‌آید را نقل می‌کند: «به غرب رفتم و اسلام را دیدم، اما مسلمانی ندیدم. به شرق بازگشتم و مسلمان دیدم، اما اسلام را ندیدم.»

حسین عسکری در رشته الهیات تحصیل نکرده، بلکه دارای درجه دکترا در رشته علوم اقتصادی از موسسه تکنولوژی ماساچوست است. به نوشته "زود دویچه"، کشورهای عربی‌ نیز برای توانایی او در عرصه علم اقتصاد بسیار ارزش قائل هستند. عسکری در دهه ۱۹۷۰ رئیس هیئت نمایندگی عربستان سعودی در صندوق بین‌المللی پول بود. او در دهه ۱۹۹۰ میان کشورهای ایران، عربستان سعودی و کویت میانجی‌گری می‌کرد. عسکری گفته است: «بوروکرات‌های عربستان سعودی در محافل خصوصی که درباره هسته اصلی اسلام و وضعیت زندگی مردم در کشورهای عربی حرف می‌زنیم با من موافقت نشان می‌دهند اما اگر کسی در این کشورها چنین نظری را مطرح کند، به طور رسمی آن را خطرناک و مزخرف می نامند.»

طعم ظلم !

 انوشیروان را معلمی بود.
 
روزی معلم او را بدون تقصیری بیازرد.
 
انوشیروان کینه او را در دل گرفت تا به پادشاهی رسید. آن گاه از او پرسید: چرا بی سبب بر من ظلم کردی؟ معلم گفت: چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهی برسی، خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به ظلم اقدام نکنی!
 

شش سوال مهم که زندیگیتان را برای همیشه تغییر میدهد

سوالات زیر برای کمک به شناختن عمیق خودتان و پیدا کردن چیزی که واقعاً برایتان مهم است، طراحی شده است. همه ما یک توانایی غیرقابل‌پیش‌بینی داریم؛ این تمرینات برای کمک به شما برای پیدا کردن این توانایی‌ها در خودتان طراحی شده‌اند.

۱. چه چیزی است که من در زندگی واقعاً دوست دارم؟
هر چیزی را که درمورد این جهان و آدمهایی که در زندگی‌تان هستند دوست دارید را لیست کنید. درمورد هر فعالیتی که شما را به هیجان می‌آورد و سرزنده‌ترتان می‌کند فکر کنید. این می‌تواند هر چیزی باشد: موسیقی، ورزش، آشپزی، تدریس، یادگیری، تماشای فیلم و … در عشق شما به این چیزها شوری عمیق نهفته است.
۲. تا اینجا در زندگی چه دستاورهایی داشته‌ام؟
تمام لحظاتی که به آن افتخار می‌کنید و همچنین وقت‌هایی که به موفقیت رسیده‌اید را لیست کنید. برای به دست آوردن این موفقیت‌ها، ممکن است بعضی توانایی‌های اصلی‌تان را استفاده کرده باشید. ببینید می‌توانید بفهمید که دلیل موفقیتتان چه بوده است؟ همچنین، هر فعالیت، سرگرمی یا چیز دیگری که به سادگی انجام می‌دهید را هم لیست کنید. در این فعالیت‌ها بالاترین توانایی‌های شما نهفته است.
۳. اگر می‌دانستم کسی قضاوتم نمی‌کند، چه می‌کردم؟
هر کاری که اگر نمی‌ترسیدید انجام می‌دادید، حتی وحشی‌ترین رویاهایتان را لیست کنید. این به شما کمک می‌کند ارزش‌های عالی خود را کشف کنید.


۴. اگر زندگی‌ام مطلقاً هیچ محدودیتی نداشت و می‌توانستم هر چه که می‌خواهم داشته باشم یا هر کاری که می‌خواهم انجام دهم، چه چیزی را انتخاب می‌کردم یا چه کاری را انجام می‌دادم؟
سبک‌زندگی ایدآل خود را توصیف کنید. بنویسید اگر می‌دانستید که قطعاً موفق می‌شوید چه می‌کردید، چه نوع فردی می‌شدید، چقدر پول درمی‌آوردید و کجا زندگی می‌کردید.
این سوال به شما این امکان را می‌دهد که بفهمید اگر هیچ محدودیتی نداشته باشید، چه نوع انسانی دوست دارید باشید. با منطبق کردن خودتان با این سبک زندگی می‌توانید به سمت زندگی گام بردارید که واقعاً دوست دارید داشته باشید.
۵. اگر صد میلیارد تومان پول داشته باشم چه می‌کردم؟
لیستی از همه کارهایی که دوست دارید با داشتن این همه پول انجام دهید، تهیه کنید. خوب، شاید به سفر دور دنیا بروید، یکی دو خانه بزرگ بخرید و کمی هم پول به خانواده‌تان بدهید. با وقتتان چه می‌کنید؟
این سوال به شما کمک می‌کند بتوانید بدون محدودیت فکر کنید. وقتی بتوانیم محدودیت‌ها و موانع را برداریم، می‌توانیم کاری که واقعاً دوست داریم انجام دهیم را کشف کنیم.
۶. چه کسی را بیشتر از همه در جهان تحسین می‌کنم؟
لیستی از کسانی که از آنها الهام می‌گیرید و خصوصیاتی در آدمها که تحسین می‌کنید، تهیه کنید. به این فکر کنید که واقعاً چه چیزی در این دنیا به شما الهام می‌بخشد. چیزی که در دیگران تحسین می‌کنید درواقع خصوصیتی در خودتان است. باید بدانید که به این دلیل کسی را تحسین می‌کنید که شبیه به خودتان است.
وقت گذاشتن برای پاسخ دادن به این سوالات زندگی‌تان را تغییر می‌دهد. هر چه بیشتر توانایی‌ها، ارزش‌ها، علایق، امیال و انگیزه‌های خودتان را کشف کنید، زندگی‌تان شادتر خواهد شد.
می‌توانید درس بخوانید و دکتر، مهندس، وکیل، معلم یا هر چیز دیگری شوید اما اگر دانش شناخت کامل خودتان را به دست نیاورید، زندگی هیچوقت پرمعنا و مفهوم نخواهد شد.
حالا شاید بفهمید که چرا انیشتین می‌گوید، اطلاعات دانش نیست.
باارزش‌ترین دانشی که می‌توانید به دست آورید، درون خودتان است.

اشتباه

ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺪﮐﻲ.
ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ . ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﮐﻤﻲ ﮐﻪﺑﮕﺬﺭﺩ، ﺟﺎ
ﺑﺎﺯﻣﻲ ﮐﻨﺪ . ﺧﺮﻳﺪﻡ ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ، ﺧﻴﻠﻲ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯ
ﻧﮑﺮﺩ ، ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﺳﺎﺧﺖ .
ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ، ﺑﻬﺮ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ، ﺩﺭ
ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﻲ ﭘﻮﺷﻢ .

ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻫﻢ ، ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﻲ ﮐﺮﺩ.
ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ . ﮐﻔﺸﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ
ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩ ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ
ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﻣﯽ ﺩاشتم 

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺷﺖ . ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ
ﺣﻤﻠﺶ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺗﺒﺪﯾل ﺷﻮﺩ.
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ
ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺮﻭز
ﮐﻔﺶ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ.

"ﻣﺮﺟﺎﻥ ﺭﯾﺎﺣﯽ"

 

افسوس

روزی وزیر هارون الرشید از کنار قبرستان رد می شد؛ دید جناب بهلول، استخوان ها را در قبرستان جابجا می کند، ودنبال چیزی می گردد، گفت : بهلول! اینجا چه می کنی ؟ بهلول گفت: امروز آمده ام این ها را از هم جدا کنم. فرق بگذارم بین وزیر، دبیر، سرهنگ، سرتیپ، تاجر، حمال و ... می خواهم ببینم داخل این ها کدامشان وزیر است! هر چه نگاه می کنم می بینم تمام مثل هم هستند. اینها بی خود در دنیا بر سر هم می زدند!


اگر رویایی در سر نداری ...

موفقیت، آرزویی ناممکن یا واقعیتی دست یافتنی؟
خیلی از انسان‌ها به موفقیت به شکل یک فرایند دست نیافتنی و به افراد موفق به شکل عده‌ای موجودات خارق‌العاده نگاه می‌کنند. اگر دوستی به هدفی مشخص رسیده باشد، شاید این جمله را همه در موردش شنیده باشیم که “خدا شانس بدهد، بعضی‌ها از زمین و آسمان برایشان می‌بارد! خوش بحالش… کاش من جای او بودم…”
شاید بارها با این جملات مواجه شده باشیم ولی واقعیت چیز دیگری است و آن را کمتر کسی می‌بیند، واقعیتی که پشت موفقیت هر انسانی نهفته است، داشتن امکانات و هوش و ثروت و حمایت نیست… واقعیت تنها و تنها صبر و پشتکار و امید و ایمان قلبی به هدف است… که اغلب نمود بیرونی ندارد! ما این‌ها را نمی‌بینیم… هر رشدی درد مخصوص بخودش را دارد. رشدی که درد نداشته باشد رشد نیست! موفقی که ناامید نشده باشد، خسته نشده باشد، طرد نشده باشد و حتی مورد دشمنی واقع نشده باشد، موفق نیست!

اگر می‌خواهیم مسیر موفقیت را برویم باید آماده‌ی خیلی چیزها باشیم:
اگر نادان‌ها تحقیرمان کردند… ما لبخند بزنیم به سطحی نگریشان و اعتماد بنفسمان را تقویت کنیم.
اگر تنگ نظران کارمان را بی‌ارزش شمارند… ما مصمم‌تر شویم که داریم کاری می‌کنیم که مورد تنگ نظری واقع شده و این خود دستاورد کمی نیست، گاهی حسادت برخی، مهر تاییدی است بر درستی کارمان.
اگر کج‌اندیشان دلسردمان کنند… ما ناامیدی را به مبارزه با امید دعوت کنیم و انگیزه‌ها را مرور می‌کنیم.
اگر اطرافیان بجای همراهی دشمنی کنند… ما خوداتکایی را تمرین کنیم و خوشبین و صبور باشیم.
اگر روزی همه را موافق با خودت یافتی و یا اگر زمانی رسید که دیدی داری از مسیری می‌روی که همگان می‌روند، حتما اول به درستی مسیر و یا درستی معیارهای انتخاب مسیرت شک کن!
یادم باشد در مسیرم حتما صبور باشم، امیدوار باشم، قوی باشم، هوشیار و آگاه باشم که لازمه‌ی هر رشدی یک بلوغ است و لازمه‌ی هر بلوغی یک تغییر بزرگ و لازمه هر تغییری یک جسارت عمیق! ساده باشم ولی سطحی نه!
شبیه خودم باشم، سرجای خودم باشم، برای بقیه خیر بخواهم، مبادا بی‌تفاوت باشم به درد کسی…!!
جرات کنیم و بایستیم در برابر هر آنچه از درون و بیرون مانع‌مان می‌شود!

و در آخر…
اگر رویایی در سر نداری، میان تو و مسافری که در راه مانده فرقی نیست!

نویسنده : خانم فهیمه میرمحمدی