آی آدما چه می کنید؟

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا

آی آدما چه می کنید؟

این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید ندا ها را صدا

ارزش نجات یک ...

در یک صبح خیلی زود مردی به ساحلی رفت...
 
هنوز هوا کاملا روشن نشده بود جزرو مد شدید دیشب صدفهای زنده زیادی رو به ساحل آورده بود که در حال مرگ بودند 
مرد در حالی که بی هدف راه میرفت وپاشو روی صدف ها میگذاشت مرد دیگری رو دید که مرتبا خم میشه یک صدف زنده رو بر میداره با قدرت به آب میاندازه جلوتر رفت پرسید چه کار میکنی ؟ مرد گفت : صدف های زنده رو به آب می اندازم .
آن مرد با پوزخند پرسید چه فرقی می کنه؟ بین این همه یکی رو نجات بدی ؟
 مرد دوباره خم شد یک صدف دیگه برداشت به آب انداخت گفت :برای این یکی فرق کرد.....

من یک انسانم...


چندسال پیش مدتی درفرانسه بودم کتابی تحت عنوان کثرت قومی وهویت ملی ایرانیان  نوشته آقای دکترضیا صدر را در پاریس خریداری کردم نویسنده محترم خاتمه کتاب را با کلامی از منتسکو(١۶٨٩-١٧۶۶) جهت حسن ختام به پایان برده بود که سخنان بسیارجالبی می باشد:

اگرچیزی را به نفع ملتم بدانم که موجب زوال ملت دیگری شود،آنرا به فرمانروایم پیشنهاد نمی کنم ،زیرا من قبل ازاینکه یک فرانسوی باشم،یک انسانم،یا(بهتربگویم)من ضرورتا"یک انسانم وفقط برحسب تصادف یک فرانسوی می باشم.

از وبلاگ معرفت آذری 

توقع

مادر همیشه می گوید: از هر آدمی به اندازه خودش توقع داشته باش،
از عقرب توقع ماچ و بوسه و بغل نداشته باش،
الاغ کارش جفتک انداختن است، سگ هم گاهی گاز می گیرد گاهی دمی تکان می دهد، گربه هم تکلیفش روشن است...
حالا بیا تو هی دستت را تا مچ بکن توی کوزه عسل، بگذار دهن آدم نانجیب...
راست می گوید،
*توقعت را که از آدمها کم کنی غصه هایت هم کم می شوند، راحتتر هم زندگی میکنی.
در گوش ِ" دلم " نمی رود اما...*


الهام بخش ترین سخنان استیو جابز

زندگی استیو جابز همیشه سوژه داستان ها و حتی فیلم های مختلف بوده است و تعجبی ندارد که او را نه فقط به عنوان رئیس کمپانی موفق اپل بلکه به عنوان انسانی رک و روراست می شناسند. ظاهراً او در مورد هر چیزی نظر خاص خودش را داشته و افکارش منعکس کننده تعهد وسواسی او به کیفیت در اپل بوده اند. برای مثال در مورد اشتباهات می گوید: «گاهی وقتی نوآوری می کنید، اشتباهاتی مرتکب می شوید. بهتر است فوراً به آنها اعتراف کنید و به بهبود نورآوری های خود ادامه دهید.» و در مورد توجه به جزئیات اینطور می گوید: «طراحی آنچه به نظر می رسد و آنچه حس می شود نیست. طراحی نحوه کار کردن چیزها است.»

او در مورد مسائل عمیق تر هم حرف های زیادی برای گفتن داشت. در اینجا مهمترین گفته های او را از مصاحبه ها و سخنرانی های مختلفش جمع آوری کرده ایم که به شرح زیر می خوانید:


«خلاقیت وصل کردن چیزهاست. وقتی از افراد خلاق می پرسید چطور یک کار را انجام داده اند، کمی احساس گناه می کنند، زیرا آنها واقعاً آن کار را انجام نداده اند، فقط چیزی دیده اند. بعد از مدتی این برای آنها بسیار واضح به نظر رسیده است.»

«اینکه یادتان باشد قرار است بمیرید بهترین راه برای آن است که در این دام نیفیتید که فکر کنید چیزی برای از دست دادن دارید. شما کاملاً عریان هستید. دلیلی ندارد که حرف دلتان را دنبال نکنید.»

«خودتان مقیاس کیفیت باشید. بعضی افراد به محیطی که برتری از هر چیز دیگری بیشتر انتظار می رود عادت ندارند.»

«نمی توانید به نگاه به جلو نقطه ها را بهم وصل کنید؛ فقط با نگاه به عقب است که می توانید آنها را بهم وصل کنید. پس باید اعتماد داشته باشید که نقطه ها به نحوی در آینده شما بهم وصل می شوند. باید به چیزی ایمان و اعتماد داشته باشید، به دلتان، به سرنوشت تان، به زندگی، به کارما، به هرچیزی.»

«کار شما قرار است بخش بزرگی از زندگی شما را پر کند و تنها راه برای آنکه واقعاً راضی شوید این است که کاری را انجام دهید که معتقدید کاری عالی است. و تنها راه برای انجام کار عالی این است که کاری را که انجام می دهید دوست داشته باشید. اگر هنوز آن را پیدا نکرده اید به جستجو ادامه دهید. آرام نگیرید. درست مثل همه مسائل قلبی دیگر، بالاخره می فهمید که آن را کجا پیدا کنید.»

«ثروتمندترین مرد بودن در یک قبرستان برای من اهمیتی ندارد. وقتی با این فکر به رختخواب بروم که بدانم کاری عالی انجام داده ام، چیزی است که برای من اهمیت دارد.»

«من به همه کارهایی که انجام نداده ایم به اندازه همه کارهایی که کرده ایم افتخار می کنم. نوآوری یعنی نه گفتن به هزار و یک چیز دیگر.»

«من فکر می کنم اگر کاری انجام دهید و این کار خوب از آب دربیاید، بعد باید بروید کار عالی انجام دهید، نه اینکه زیاد روی کار قبلی بمانید. فقط باید به این فکر کنید که کار بعدی چیست.»

«اخراج شدن از اپل بهترین چیزی بود که تابحال در زندگی من رخ داده است. سنگینی موفق بودن با سبکی آماتور شدن جایگزین شد. این اخراج مرا آزاد کرد تا وارد یکی از خلاقانه ترین دوره های زندگی ام بشوم.»

«کیفیت خیلی مهمتر از کمیت است.»

«وقتی 17 سالم بود، جمله ای خواندم که تقریباً بدین مضمون بود: "اگر هر روز را طوری زندگی کنی که گویی آخرین روز توست، بالاخره یک روز حق با تو خواهد بود." این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن به بعد و در 33 سال گذشته هر روز صبح در آینه نگاه می کردم و از خودم می پرسیدم: "آیا امروز آخرین روز زندگی من است، آیا امروز می خواهم همان کاری را که قرار است انجام دهم، انجام دهم؟"» 

«من مجاب شده ام که نیمی از آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان غیرموفق جدا می کند پشتکار محض است.»

«من می خواهم در این دنیا یک دینگ بگذارم.» 
 

هرروز جلوی آینه این سوال‌ها را از خود بپرسید

تاکنون برایتان پیش آمده است جلوی آینه بروید و با خود حرف بزنید؟ از خود سوال بپرسید و از نگاه دیگران خود را نگاه کنید؟ اگر نشده به شما توصیه می‌کنیم این کار را یک بار هم که شده انجام دهید. جلوی آینه، روبه‌روی خود بایستید و سوال‌هایی که در ادامه ذکر کرده‌ایم را از خود بپرسید. هر چه بیشتر این کار را انجام دهید، تغییرات بیشتری در زندگی خود ایجاد خواهید کرد.

با پاسخ این سوال ها، همه تصمیمات و واکنش های شما به زندگی در آن روز تغییر خواهد کرد.

1.    چه کسی در مراسم ختم من از همه بیشتر برایم گریه می کند؟
به قول حمید مصدق: گاه می اندیشم، خبر مرگ مرا به تو چه کس می گوید ؟ آن زمان که خبر مرگ مرا، از کسی می شنوی، روی تو را کاشکی می دیدم!

در پاسخ به این سوال به افرادی می رسید که بیش از همه شما را دوست دارند و با صداقت به شما عشق می ورزند. بنابراین با آنها صادق و مهربان تر باشید. این فکر باعث می شود تا احساسات شما تغییر کنند.

2.    آیا به اندازه کافی در کنار افرادی که واقعا دوستم دارند، هستم؟ زمان کافی به آنها اختصاص می دهم؟
مطمئن باشید که خیر. اما بدانید این افراد به دلیل علاقه زیادی که به شما دارند، احساس خوب و انرژی زیاد به شما می دهند. حتی باعث می شوند تا به خود نیز احساس خوبی داشته باشید.

3.     دوست دارم چه کسی در مراسم تدفین من بیش از همه گریه کند؟
افرادی که به ذهن شما می رسند کسانی هستند که بیشتر مواقع آنها را نادیده می گیرید. شما شاید مراقب یا نگران آنها باشید اما احتمالا هرگز قدردان آنها نبوده اید. از این قدرنشناس بودن دست بردارید.

4.    آیا از گفتن محل کارم به دیگران احساس افتخار می کنم؟
اگر این طور نیست، باید کم‌کم به دنبال یافتن شغل جدید برای خود باشید. مقام و منصب آدم ها گذرا و موقتی هستند. پول هم یک روز هست و یک روز نیست. اما غرور انسان ها چیزی است که همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود.

5.    آیا شغل من طوری هست که دوست داشته باشم فرزندم راه مرا ادامه دهد؟
برخی مشاغل هستند که به دلیل مشکلات زیاد، انسان ها دوست ندارند فرزندانشان راه آنها را ادامه دهند. دلیل آن نیز متفاوت است، سختی کار، ناامنی شغلی، حقوق کم، مشتری های غیرقابل تحمل و ... اگر مشغول کاری هستید که به فرزند خود توصیه می کنید هرگز آن را ادامه ندهد، چرا خودتان آن را انجام می دهید؟

بدون شک دوست دارید فرزند شما زندگی آرام و بی دردسری داشته باشد. خود شما هم لایق این نعمت ها هستید. پس یا آن کار را ترک یا مشکلات آن را برطرف کنید. همان طور که آینده بهتری را برای فرزند خود می خواهید، برای خودتان هم آینده بهتر رقم بزنید.

6.    آیا احساسات امروزم با دیروزم فرق دارند؟
باید این طور باشد. باید هر روز احساسات متفاوت از دیروز خود داشته باشید. هر چه قدر هم که کم و کوچک، اما نباید امروز و دیروز شما یک شکل و یک جور پیش بروند.

7.     آیا بیشتر از اینکه «بله» بگویم، «نه» می گویم؟
اگر این طور باشد باید بداند روزهای شما فرق چندانی با هم ندارند و این بسیار ناراحت کننده است. زیرا پس از مدتی انسان به روزمرگی می رسد و همه چیز به نظرش تکراری می شود.

8.    به جای زمان، پول هزینه می کنم؟
آیا برای جبران نبودن در کنار فرزند خود، یا شرکت نکردن در مراسم مدرسه او برایش اسباب بازی یا لباس می خرید؟ آیا می خواهید زمانی را به او اختصاص نداده اید رابا پول برایش جبران کنید؟ این را شاید در مورد افراد دیگر همچون همسر خود نیز انجام دهید.

یا اینکه برای خود یا خانه خود وسایلی می خرید تا کارهایتان سریع تر انجام شود، اما حاضر نیستید عادت های بد کاری خود را ترک کنید. یا دستگاه های بدنسازی برای خود می خرید تا در فرصت هایی که در خانه هستید ورزش کنید تا مجبور نشوید باشگاه بروید.

لباس ها گران قیمت اندام شما را زیباتر نشان نمی دهند. وسایل و اپلیکیشن و ... نیز این کار را انجام نمی دهند. شما نمی توانید با پول زمان های خوب و مفید زندگی خود را خریداری کنید. شاید بتوانید به طور موقت چیزی را در زندگی تغییر دهید، اما مطمئن باشید پایدار و دایمی نیست.

این را نیز به خاطر داشته باشید: فرزند شما بازی ویدئویی که برای او خریده اید را فراموش خواهد کرد، اما بعدازظهر شادی که در کنار یکدیگر دارید را هرگز فراموش نمی کند.

9.    آیا خود را یک «اسم خاص» می دانم؟
به طور مثال: من مخترعم. من سخن‌گوی قابلی هستم. من نویسنده ام.
اگر این طور است که زندگی خود را خیلی محدود کرده اید.
تصویر کلی از خودتان داشته باشید؛ اما به جای اینکه بر مهارت های خود تمرکز کنید، به ذات خود و به شخصیت خود توجه کنید. این باعث می شود تا مهارت های دیگر را نیز بیاموزید و فقط به یک چهارچوب خاص اکتفا نکنید. فعالیت ها، هیجانات و تفریحات متنوع را تجربه کنید. خود را با کاری که انجام می دهید محدود نکنید. خود را قاب‌بندی نکنید. هرگز به خود برچسب نزنید. فردی باشید که فعل های گوناگون دارد و می تواند تعداد آنها را افزایش دهد.

10.    آیا من باعث می شوم تا دیگران حس خوبی به خود پیدا کنند؟
تحسین و تشویق های ناخواسته تاثیر بسیاری در روحیه انسان ها دارد. هر روز همه انسان ها حداقل یک کار خوب در زندگی خود انجام می دهند. سعی کنید خوبی های آنها را ببینید و برای این مزیت، آنها را تشویق و تحسین کنید. این باعث می شود تا حس خوبی به خود و به زندگی پیدا کنند. در نتیجه شما نیز انرژی مثبت بیشتری از آنها دریافت خواهید کرد. این یک معامله دوسر سود است. خود را از آن بی نصیب نکنید.

11.    آیا خود را می ترسانم؟
اگر نمی ترسانید که عالی است. البته کار مهمی هم نکرده اید، زیرا همه باید این طور باشند.

خود را با نگرانی از آینده، مرگ، مشکلات مالی و ... نترسانید، بلکه به مسایلی فکر کنید که باعث می شوند از انجام کارهای خوب خود هیجان زده شوید. کارهایی که با خوشحالی به خود بگویید: وای خدای من! باورم نمی شود این کار را انجام داده ام.

همه انسان ها ترس های متعددی در زندگی شخصی خود دارند. اما نباید اجازه دهید این نگرانی ها شما را عصبی یا ناامید کنند. با هر ترس و نگرانی که برای انسان ایجاد می شود، یک بار در درون خود می میرد. بنابراین، ناخواسته خود را در مرگ تدریجی گرفتار نکنید.

شما زنده هستید و باید به معنای واقعی کلمه زندگی کنید. هر انسانی فقط یک بار فرصت زندگی کردن دارد. قدر آن را بدانید. 

منبع:برترین ها

چرا از زندگی مینالیم ؟

در روزگار در حال سپری بسیاری از انسان ها را می بینیم که از زندگی خود نالان و شاکی بوده و احساس نارضایتی شدیدی از زندگی خویش دارند.
می توان گفت یکی از دلایلی که باعث می شود نارضایتی و تشویش در زندگی به وجود بیاید این است که انسان علاوه بر اینکه نسبت به رزاقیت خداوند ایمان نداشته و مدام نگران رزق و روزی خود در اینده می باشد قناعت ندارد و آنچه را رزق اوست کم دانسته و برای استمرار و گذران زندگی آن را ناکافی می‌شمرد. 
 
که می توان بیشترین دلیل این مسئله را این دانست که همواره خود را با بالاتر از خود قیاس میکند که نتیجه این مقایسه احساس ناکافی بودن و ناچیز شمردن داشته‌ها و در نهایت عدم آرامش و رضایت در زندگی انسان می‌شود. اما در مقایسه نزولی یعنی قیاس با پایین تر و ضعیف تر از خود، داشته‌های انسان برایش نمایان می‌شود. 
 او دیگرانی را می‌بیند که در وضع سخت‌تر و اسف بارتری زندگی می‌کنند که خود او هیچگاه در فکر و اندیشه اش نمیگنجد که روزی بتواند درچنین  شرایط طاقت فرسایی حتی برای لحظه ای دوام بیاورد، پس به این نتیجه می‌رسد که به همین مقدار نیز می‌توان زندگی کرد.
حضرت علی علیه السلام درمورد غصه نخوردن برای روزی  می فرماید:
"ای فرزند آدم! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا، زیرا اگر روزِ نرسیده از عمر تو باشد،‌
خداوند روزی تو را خواهد رساند."(حکمت267)            
در حکمت 379 نهج البلاغه نیز به چنین موضوعی اشاره شده است.
امام علی علیه السلام همچنین می فرماید:
"...کسی که به روزی خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگین نباشد..."(حکمت349)
امام علی (علیه السلام) در مورد قناعت و آثار آن در زندگی می‌فرماید:
«مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْکَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَة»
آن حضرت قناعت را عاملی  می دانند که از اندوه و انسان جلوگیری میکند.
ایشان میفرماید: مَنْ قَنِعَ لَمْ‏ یَغْتَمَ‏. (غرر الحکم و درر الکلم / / 579 )
کسی که قانع باشد اندوهگین نشود.
سلیمان به مورچه گفت : (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ ))مورچه گفت آری او می گوید :ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن... 
در جایی از امام تفسیر سخن خداوند راکه در قرآن فرموده است:
فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً
را پرسیدند.حضرت فرمود منظور از آن قناعت است.زیرا بدون شک زندگی باسعادت  برای ما انسان ها در این دنیا همان زندگی با بی نیازی است و بی نیازی همان قناعت کردن است. پس غنی ترین مردم بی نیازترین آن ها است وبه همین جهت خداوند غنی ترین اغنیا است؛ واین را رسول خدا فرمودند که :بی نیازی به زیاد داشتن ثروت نیست بلکه بی نیازی روح آدمی است. (شرح ابن ابی الحدید55/19 ) نکته بسیار مهمی که باید به آن اشاره کرد این است که قناعت، احساس ناخرسندی و نارضایتی در زندگی رااز بین می برد. 
آورده اند:
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود ، نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد. سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود، مورچه به داخل دهان او وارد شد، و قورباغه به درون آب رفت.سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکرمی کرد، ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود، آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت. 
حضرت علی علیه السلام درمورد غصه نخوردن برای روزی می فرماید: ای فرزند آدم! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا، زیرا اگر روزِ نرسیده از عمر تو باشد،‌ خداوند روزی تو را خواهد رساند. 
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.مورچه گفت : " ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند. خداوند آن را در آنجا آفریداو نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم . خداونداین قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد. این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد من از دهان او بیرون آمده و خود را بهآن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردموبه دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شناوری کرده مرا به بیرون آب دریا می آورد و دهانش را باز می کند ومن از دهان او خارج میشوم ."سلیمان به مورچه گفت: (( وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟ )) مورچه گفت آری او می گوید: ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن...  
فرآوری: فاطمه زین الدینی
بخش نهج البلاغه تبیان